|
پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی شاید از آن پس بود که احساس می کردم در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی از کودکی دیوانه ام بود، مادرم می گفت از شانه ام می چیده است هر روز شب بویی نام تو را می کند روی میزها هر وقت در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی آینه خیلی هم نباید راستگو باشد من مایه رنج تو هستم، راست می گویی
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم (حسین پناهی) ******************************** دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد . در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند. غریب است دوست داشتن و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند.
بـــا تـــو هـــسـتــم امـــــــا ، حس من تنهایی ست لب تو خاموش است ،بادلم حرف بزن آنچه در گوشه ی چشمت دیدم هـمـه احـســاس مــن اســت پشت زندان لبانت مگذار حبس باشد ،جانـــــم یـــــــاس مــــــن بازکن این پیله ی سختی که به تن دارد دل روح پروانه رها ساز ازاین خانه ی غم ساده در گریه چشمان تـــــو می میرد دل ... عشق را امضا کن فرصت بودن پروانــــه کـــــــــم است همســــــــــفر شو با من، بگذرازتنهـــــــــایی ...
دل بــه هــرکــس مــســپــار گـــــــــرچــــــه عــــاشـــق بـــاشـــد حـــکـــم دلـــداری فـــقــط ،عـــشـــق کـــــه نــیــســت او بــــه جــــزعـــشـــق بـــــــایـــــد لایـــــــق عــــــمـــــق نــــگــاهـــت بـــاشــــد وکــــــمـــــی هــــــم بـــیـمــار تـــانـــگــاه تـــو تـــســکــیــن بـــدهـــد روحش را
باز هفت سين سرور عید نوروزتون مبارک دوستای گلم ، سالی پراز شادی وموفقیت رو واستون آرزومیکنم.
|
About![]()
زندگی باید کرد ! Archivesاردیبهشت 1391فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 Links
❤ مرگ پائیز_یاسمن ❤ |